| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
جايگاه احساس ...
« استفاده از تجربيات گذشتگان يكي از بزرگترين برتري هاي انسان بر حيوان است. » پس انسان ها بخوانند: قسمتی ار وصیت نامه ادوارد ادیش « ایام جوانی خیال می کردم ثروت غول چراغ جادوست که اگر بیاید تمام آرزوها را براورده می کند و من با هزاران جان کردن آوردمش اما نمی دانم چرا آرزوها ی مرا براورده نکرد ...
اين متن را كه ميخوانم با تمام وجود متأسف مي شوم . اين مرد پس از يك اشتباه كه ناشي از تفكر اشتباهش در دوران جواني بوده ، دختر مورد علاقه اش را از دست داده و حدودا تا روزي كه اين وصيت را نوشته بر اشتباه خود اصرار ورزيده است . او فكر ميكرده ، معشوقه اش زماني جملات عاشقانه او را مي پذيرد كه ادوارد برايش هداياي گران قيمت تهيه كند و به همين دليل هميشه از ابراز احساس قلبي اش امتناع كرده و عاقبتا اين موضوع باعث جدايي آنها شده است.متن اين وصيت نامه از اعماق قلب پر عقده اش سرچشمه مي گيرد... حس مي كنيد ؟ براستي چرا از دنيا طلب زنجير مي كنيم ؟ چرا قيدها را فرا مي خوانيم ؟ و چرا ملتمسانه به سوي زندان دنيا قدم بر ميداريم ؟
گاهي به اطراف مي نگرم ، خود و اطرافيانم را در باتلاقي از احساس ستيزي مي يابم. باتلاقي كه نه هر سال يا هر ماه يا هر روز بلكه هر لحظه بيشتر و بيشتر ما را مي بلعد . اما نرم نرمك و آنقدر نامحسوس كه دركش نمي كنيم.روزي خود را تا كمر غرق مي يابيم و پاهايمان را عاجز از حركت مي بينيم . ديگر نمي توان فرياد زد كه اي انسان هاي تا گلو درگِل فرو رفته ! دست دراز كنيد و كمك بخواهيد. از چه مي ترسيد؟ از اينكه كسي صداي احساس كمك طلبيتان را بشنود ؟ ديگر وقتي براي نجات نيست... باز هم اشتباه ؟! تا به كي در خود فرو رفتن؟ تا به كي از عشق ترسيدن ؟ مردان را تا به كي نَگِريستن ؟ زنان را تا به كي سكوت ؟ كودكان را تا به كي لالماني ؟ عاشقان را تا به كي پروا ؟ جوانان را تا به كي كهولت ؟ غصه داران را تا به كي لبخند ساختگي ؟ صورت ها تا به كي سرخ به سيلي ؟ عشق ها تا به كي پوشيده ؟ غرايز تا به كي نكوهيده ؟ ضعفا را تا به كي سكوت و انزجار زير لب ؟ نگاه ها را تا به كي دزديدن ؟ فرياد را تا به كي فرو خوردن ؟ كودك درون را به كی سركوب كردن ؟ دختران را انتظار معشوق كشيدن تا چه زمان ؟ ترسها را پوشاندن تا چه زمان ؟ مودبانه نشستن تا به كي؟ بالا و پايين نپريدن تا به كي؟ سياست تا به كي مقدم بر صداقت ؟ و احساسات را نگفتن و سركوب كردن و نكوهيدن تا به كي ؟ براستي تا به حال از خود چنين پرسيده ايم يا منتظريم روزي با كوله باري از عقده هاي روحي و قلبي تكه تكه از نيشتر بي فكريهاي خود شرح حسرتهايمان را بنويسيم ؟ آن روز كه ديگر عشق دوران جواني را نخواهيم يافت برايش از احساس بسراييم ، ديگر نخواهيم توانست روزي را كه از احساس نياز به نزديكترين دوستمان لبريز بوديم و كمكش را رد كرديم باز گردانيم. ديگر دست پدر را نخواهيم يافت، تا زماني كه از محل كار به خانه بازگشته و ما مملؤ از احساس محبت و قدرداني هستيم آن را غرق در بوسه كنيم . ديگر نميتوانيم دَمي را با بوييدن وجودش بگذرانيم.ديگر مادري را نخواهيم يافت تا زماني كه كوچكترين كسالتي داريم ، او با عشق تيمارمان كند ، زماني كه در ارتفاع قرار ميگيريم دلش همچون ريگ هاي كوه فرو بريزد ، زماني كه غمي داريم از غصه ي ما تا سحر اشك بريزد ، به خاطر لحظه اي تأخيرمان بندبند وجودش بلرزد ؛ تا به او صادقانه بگوييم « از اعماق وجودم دوستت دارم».ديگر خواهر يا برادري نحواهي داشت تا در زمان ازدواج او تمام خاطرات كودكيمان را بهمراهش مرور كنيم و از صميم قلب به خاطر عدم حضور يا حتي دوري كوتاه مدتش ابراز ناراحتي كنيم، ديگر نخواهيم توانست هر دو با هم بگرييم و سپس محياي جشن شويم .
و ديگرها و آه هاي بسياري كه هيچگاه از وجود خسته از عمري پوچ از احساسمان رخت برنمي بندند. در ضمن چند شب پيش فيلمي ديدم به نام « شتري كه گريه ميكرد» ... گويا حيوانات هم اهميت ابراز احساسات را عميقا حس كرده اند. و حرف يكي به آخربراي انسان ها اينكه توماس اديسون ميگويد : « اعجازها رخ ميدهند اگر باورهاي ناصحيح بشكنند.» و اما حرف آخر : آهاي ، انسان هايي كه به احساسات خود و ديگران احترام مي گذاريد ! .... « با تمام وجود دوستتان دارم » محمد مهدي بلوچيان |+| نوشته شده توسط محمد مهدی بلوچیان در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 و ساعت 21:20 |
|
درباره وبلاگ
![]() با اميدی كودكانه زندگي خواهم نمود ...
در گوشه گوشه قلب و با ذره ذره وجود ... عشق را خواهم ستود ... كودكانه زندگي خواهم نمود ... م.م.ب. منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آبان 1388مهر 1388 مرداد 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آرشيو موضوعی
"آدم و حوا و هدف خداوند از آفرينش انسان"پيوندها
پروفایل منسایت منبع اطلاعاتی متالورژی واگویه های دوستانه روزنه انتظار یار دلنواز برهان کارگروه نمایشنامه نویسی دانشگاه رجایی حکایت خاطرات خدا مقالات متالورژی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |