| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
گاهی هم باید بازگشت ...
گاهی به برگ زدن میپردازم ... برگ زدن ، خواندن و خواندن ، رسم خوبی است میگویند ... میگویند بسیار برگ بزنید و بارها بخوانید ... بزرگان گویند ... باز گردید ... باز گردید و گذشته را به نگاهی مهمان کنید ... بنگرید ، برگ بزنید و بخوانید ... دفتر زندگیتان را گه گاه غبار روبی کنید و نگذارید خاک بگیرد ... .
می گویند زندگی به دفتری ماند که گذشته اش نوشته شده و آینده اش به رشته تحریر در خواهد آمد ... تفاوتی در دفترها نخواهی دید ولی در نقش و نگار برگ های نگاشته شده تفاوت بسیار است واین است رمز اختلاف بین آدمیان ... کسانی که فقط دفترهایشان را به قلم سیاه کردند و کسانی که دفتری پر نقش و نگار ، نه تنها برای خود بلکه برای دیگران نیز به جا گذاشته اند... حتی گاهی دفترهایی میتوان دید که صاحبانش برگهای خالی را نیز پیشاپیش تزیین کرده اند و همه میدانند هر چه در این برگها نوشته شود زیبا خواهد بود ... جالب تر اینکه کسانی را میتوان یافت که با نیم نگاهی به دیگر انسانها دفتر های ایشان را تا آخرین برگ سبز میکنند ، سبزی آسمانی ، آنچنان آسمانی که در ذهن نگنجد ... در این میان انسان های دیگری را نیز میتوان یافت که گرچه با یک نیم نگاه نمیتوانند دفترهای دیگران را تزیین کنند اما .. اما صفحات دفتر خود را بی نقش ونگار میگذارند تا دیگران دفترهایی نا موزون را به وجود نیاورند ... لکن با اینکه خود دفترهایی بی نقش و نگار دارند در پایین هر برگ مهری پنهان از معلمشان میخورد و روزی که همه پنهان ها آشکار میشود مهر نمره 20 را پای تمامی نوشته هایشان خواهند دید ... انسان ها گاهی در نویسندگی تقلید میکنند ؛ تقلید بزرگان ، خوبان ، نگارندگاهن ، خوش نویسان و ... و البته گاهی هم سیاه کاران ؛ آنهایی که تنها سیاه کردهاند دفتر زندگیشان را و غالبا هم احساس خوش نویسی می نماند ... و البته که این هم بعد دیگری از تفاوت بین آدمیان را پدید میاورد ... . حال آنکه زندگی متشکل از برگ هایی مملو از حرف ها و واژها و دنیا متشکل از انسان هایی است که دفترهایشان را پر کیکنند و دفترهایشان آنها را میسازند و ... . اینجاست که باید باز گردیم ، بنگریم ، برگ بزنیم و بخوانیم نوشته های پیشینمان را ... و این شاید تنها حرکتی باشد که انسان را از دیگران متمایز مینماید یعنی ... برگ زدن ، خواندن ، عبرت گرفتن و زیبا نگاشتن ادامه دفتر ... . محمد مهدی بلوچیان |+| نوشته شده توسط محمد مهدی بلوچیان در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت 12:40 |
|
درباره وبلاگ
![]() با اميدی كودكانه زندگي خواهم نمود ...
در گوشه گوشه قلب و با ذره ذره وجود ... عشق را خواهم ستود ... كودكانه زندگي خواهم نمود ... م.م.ب. منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آبان 1388مهر 1388 مرداد 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آرشيو موضوعی
"آدم و حوا و هدف خداوند از آفرينش انسان"پيوندها
پروفایل منسایت منبع اطلاعاتی متالورژی واگویه های دوستانه روزنه انتظار یار دلنواز برهان کارگروه نمایشنامه نویسی دانشگاه رجایی حکایت خاطرات خدا مقالات متالورژی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |